الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

265

دقائق العلاج ( فارسي )

از جمع شدن منى و خوددارى مرد از نزديكى پيدا مىشود و به اين علتها است كه اين بيمارى در نزد مردم بسيار است و بخصوص در اوايل ابتلاء چون بيمار با اينكه گرفتار بيمارى است چندان از وضع عادى خود بيرون نمىرود ، بيشتر پنهان مىماند و وقتى آشكار مىشود كه شدت يافته باشد ، در اين هنگام است كه اطرافيان بيمار مىفهمند كه او مبتلا بماليخوليا است و دوست مىدارم كه در اين‌باره شرح بيشترى بدهم . همين‌كه در بدن سوداى طبيعى زياد شد و اين سوداء به علت حرارت ذوب گرديد بخار مىشود و بمغز بالا مىرود اين بخارها برحسب مواد اوليه خود رنگى به خود مىگيرند « 1 » و بنابراين بخار حاصل از سوداء خالص سياه و آنكه از صفراء بوجود مىآيد سبز و آنچه كه از بلغم است تيره و آنكه از خونست ، سرخ‌رنگ مىباشد ، به‌هرحال هريك از اين انواع داراى حالت و مزاج و حركات خاص به خود است و همين‌كه بمغز بالا رفت با روح بخارى آدمى ممزوج مىشود و آن را به خود آغشته مىنمايد و در مغز دور مىزند و همانطور كه در انبيق ديده‌ايم داراى حركات مختلفى مىشود و بنابراين آثار متفاوت و ديگرگونى پيدا مىكند اين حركات در حس مشترك اثر مىگذارد و در اين هنگام است كه بيمار چيزهاى عجيب و غريب و گاه وحشتناكى مىبيند يا مىشنود و مانند آنست كه آنها را با چشم و گوش مىبيند و مىشنود ، حس مشترك آنچه را كه دريافت كرده به خيال و واهمه مىرساند و اين دو آنچه را كه دريافت مىكنند باز ديگرگون مىكنند . بهر صورت از بيمار كارهاى شگفت و غريبى سر مىزند و از همين روى است كه فساد هر گروه از بيماران به آنچه كه در خيال و واهمه آنها است بستگى دارد و هركدام داراى تظاهرات مخصوص به خود هستند مثلا خود من كسى را مىشناختم كه

--> ( 1 ) منظور از اين رنگ صفت خاص هر ماده است . مترجم